ميرزا حسن حسينى فسايى
537
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
گشتند و شاه اسمعيل بر صلاح دولت خود اين مذهب را گذاشت و طريقه شيعه اثنىعشرى را مسلوك داشت و بعلاوه سب اصحاب را كه فعلى بيهوده و مايهء مفاسد است ، در زبان او جارى شد و خاك ايران را به فتنه و فساد مذهبى آميخت و مادام كه اين فعل مذموم در ميان است فتنه و مفسده برقرار است اگر تمامى اهالى ايران به سلطنت ما راغب و آسايش خود را طالب باشند ، بايد اين ملت را كه مخالف مذهب اسلاف است ، گذاشته ، طريقه اهل سنت را معمول دارند « 1 » و چون حضرت امام جعفر صادق ( ع ) ذريه رسول خدا و ممدوح ائمه هدى است و سالها اهل ايران در فروع دين به مذهب آن حضرت آشنا گشتهاند ، بايد حضرت صادق ( ع ) را سرمذهب خود دانسته ، مقلد اجتهاد آن حضرت باشند « 2 » ، پس تمامت صد هزار نفر كه در صحراى - مغان حاضر بودند ، اين حكم را مرضى داشته ، اذعان نمودند « 3 » ، پس وثيقهنامه براى استقرار اين مطلب نگاشته ، به مهر پاكاعتقادى علما و اعيان مختوم ساخته به خزانه عامره سپردند « 4 » ، پس نواب نايب السلطنه فرمودند : چون پادشاه كيوانجاه ، قيصر روم خادم حرمين شريفين است اين عهد كه از جانب شما به عمل آمد ، موجب رضاى او خواهد بود و ما هم در شرط مصالحه با آن پادشاه پنج مطلب را مقرر مىداريم : اول آنكه چون اهالى ايران از طريقه نامرضيه سلاطين صفويه گذشتند و طريقه اهل سنت را به تقليد حضرت امام جعفر صادق ( ع ) قبول كردند ، بايد قضاة و علماى روم تصديق بر صحت آن كرده ، آن را خامس مذاهب اربعه شمارند . دويم : چون اركان اربعه كعبه معظمه ، متعلق به ائمه اربعه چهار مذهب اهل سنت است ، بايد امام مذهب جعفرى در يك ركن با آنها شريك بوده ، به آئين جعفرى نمازگزارند « 5 » . سيم : آنكه هر ساله از جانب دولت ايران امير حاج معين گشته حجاج ايران را مانند امير حاج مصر و شام با عزت تمام به مقصد رساند « 6 » . چهارم : آنكه گرفتاران هر دو دولت ، مطلق العنان و آزاد بوده ، خريد و فروش آنها را روا ندارند . پنجم : آنكه وكيلى از جانب هر دو دولت در پايتخت يكديگر بوده ، امور دو مملكت را بر وفق مصلحت بگذرانند « 7 » . پس تمامت صد هزار نفر از اعيان ايران كه در صحراى مغان حاضر بودند شكرگزارى نموده ، به دعاى دولت بىزوال پرداختند . و در روز پنجشنبه بيست و چهارم ماه شوال همين سال [ 1148 ] « 8 » : دوازده روز به نوروز
--> ( 1 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 269 . ( 2 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 269 . ( 3 ) . در مجمع التواريخ ، ص 83 ، آمده است كه : ( حاضرين از ترس جان و آبرو همه گفتند كه درست است مگر چند كس كه يكى از آنها مير محمد حسين ملاباشى بود ، قبول ننمود ، بعضى در همانجا مقتول گرديدند و از آنها برخى فرارى و دربدر شدند . لكهارت مىنويسد : ميرزا محمد حسين ملاباشى را روز بعد در حضور نادر اعدام كردند . نادر شاه ، ص 129 . ( 4 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 269 . ( 5 ) . در متن : ( گذارند ) . ( 6 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 270 . ( 7 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 270 . ( 8 ) . در جهانگشاى نادرى ، ص 271 : سال 1147 . اما در روضة الصفا ، ج 8 ، ص 545 : سال 1148 .